آغوشش آرامبخش مانند صدای رودخانه است
پس آرام در درون دستان نیرومندش پنهان شدم
خود را در میان دستانش پیدا کردم
چه لحظه ی شیرینی بود...لحظه ی با او بودن!
و چه قدر شیرین تر بود در آغوش او بودن
ای کاش می توانستم ساعت ها در آغوشش بمانم
اشک گونه هایم را نمناک کرده بود
و مانند کودکی به سینه های تنومندش تکیه کرده بودم
باران اشک رنگ چشمانم را تار کرده بود
به درستی چشمان معصوم او را نمی دیدم
آری زیبا بود لحظه ی در آغوش کشیدنش
لحظه ای که در درون دستانش احساس آرامش کردم

+
نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت 14 توسط مریم
|
در سکوتی خفناک در درون آغوشش جای گرفتم
گرمای بدنش به سردی بدنم پیوند می خورد
و او را در آغوش می فشردم
چه آواز زیبایی طنین انداز است
گوشهایم با صدای دلنشین او نوازش می شوند
آیا او معبودی است تازه از راه رسیده؟
و یا عشقی است که در جانم سایه افکنده؟
می خواهم بگویم دوستش دارم
ولی زبانم توان گفتن ندارد
چشم هایش با من سخن می گوید
و لب هایش لبانم را بارانی می کند
چه تعبیر زیبایی!
دیگر وجودم در گرو حرفهایش است
و روحم در تسخیر نگاههای سنگینش
آری ندانسته عاشق شده بودم
ولی عشق آنقدر زیبا نیست که می گویند!
افسوس...............................................
دوست داشتم معشوقه ام جای او را می گرفت
تا بتوانم عشق واقعی را تجربه کنم.

+
نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت 14 توسط مریم
خاموشم کنی
شاید امشب سوزشه این زخم ها را کم کنی
آه باران من سرا پای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

+
نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 16 توسط مریم
|
درخت تنهایم بنگر
که گیاهانی زیر پایت
در حال رویش هستند
و امیدوار بمان

+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 19 توسط مریم
|
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 15 توسط مریم
|
+
نوشته شده در جمعه 3 فروردین1386ساعت 16 توسط مریم
مهناز افشار هیچگاه از حد یک بازیگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نیست اگر او را بد شانس ترین چهره سینمایی دانس که با داشتن خصوصیات ویژه ای می توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد. افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت. مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان دعوت به عمل می آورد . شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر در ذهن ماندگار می کند. زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است

+
نوشته شده در پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 18 توسط مریم
|