تبليغاتX
بارون
ساحل چشمانم از دوریت بارانیست!

من و تو هستیم که ما را می سازیم ،

عشق تنها سهم مرغ عشق نیست،

شاید ما از آن دو مرغ عشق تنهاتریم،

برای یکبار هم که شده مال من باش.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 23  توسط مریم  | 

 

سکوت!

یه روز بهم گفت که:

من اسیر شکنجه گاه سکوت تو ام،

با من حرف بزن.

من بهش گفتم:

با من بمون ولی

ببخشید که دوستت ندارم

ببخشید که عاشقت نیستم

به این جا که رسید اون گذاشت و واسه همیشه رفت

و نذاشت که بهش بگم دیوونتم دیوونه

و این حرف همیشه رو قلبم سنگینی می کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 23  توسط مریم 

حریم عشق را باور نداشتم ولی تو به من آموختی

که چگونه در یک طرف آن بمانم.

 

 دوستت دارم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 21  توسط مریم  | 

فکرم که با تو سخن می گوید از فرط تنهایی در عذاب است،

چشمانم که به عکست خیره شده اند و تو را نظاره می کنند از ذوق دیدنت در عذاب اند،

دستانم که گرمی دستانت را می طلبند از دوری دستانت در عذاب اند،

ولی قلبی که برایت می تپد از هراس دیدن معشوق در تکاپوست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 21  توسط مریم 

لب هایم، شیرینی بوسه هایت را می طلبد،

چشمانم، عمیقی نگاههای پر معنایت را می خواهند،

گوش هایم، آوای خوش صدایت را درخواست می کنند،

دستانم، دستهای تو را می خواهند که در دست بگیرند،

پاهایم،دو پا می خواهند که همسفرشان باشند،

ولی قلبم برای بوسیدن قلبت و در آغوش گرفتنت در التماس ثانیه هاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 21  توسط مریم 

ساحل چشمهایم از دوریت بارانی است،

شاید باران بتواند قایق شکسته ی تو را به ساحل برساند

و من موج را به سویت بوسه زنان می فرستم

و آن را کف آلود به دریا باز می گردانم

تا بدانی که از تو فقط آن قایق چوبی شکسته به جا نمانده است

و یادت همیشه در قلب من است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 21  توسط مریم 

این زمان نشسته بی تو با خدا

آنکه با تو بود و با خدا نبود

می کند هوای گریه های تلخ

آنکه خنده از لبش جدا نبود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم  | 

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که در میان من و توست

گر چه در خلوت دل ما کسی نرسید

همه جا زمزمه ی عشق من و توست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم 

دروغ نگو،من بچه نیستم دیگه

بازیم نده،بازیچه نیستم دیگه

باهام بمون، اشکامو باور کن

زندگیمو از این سیاه تر نکن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم 

مرا صد بار از خود برانی

دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی

دوستت دارم

چه سود از مهرورزیدن

چه حاصل از وفا کردن

مرا لایق بدانی یا ندانی

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم 

گریه هایم بی صداست

عشق من بی انتهاست

رد پای اشکهایم را بگیر

تا بدانی خانه ی عاشق کجاست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم  | 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانی

عشق یعنی شب نخستین تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم 

the rose speaks of love silently 

 in a language known only to the heart

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 16  توسط مریم 

love is when your eyes first meet

عشق یعنی اولین باری که چشم تان به هم می افتد.

love is making a first move

عشق یعنی اولین حرکت

love is not giving up

عشق یعنی تسلیم نشدن

love is wanting

عشق یعنی خواستن

love is that first kiss

عشق یعنی آن بوسه ی اول

love is a big decision

عشق یعنی یک تصمیم بزرگ

love is starting with nothing except each other

عشق یعنی شروع کردن با هیچ چیز به غیر از همدیگر

love is doing that to me one more time

عشق یعنی یک بار دیگر همان کار را با من بکن

love is an unplanned romantic weekend

عشق یعنی یک تعطیلات آخر هفته ی عاشقانه و برنامه ریزی نشده

love is when you like each other's company

عشق یعنی وقتی که از همنشینی هم لذت ببرید

love is a little candellight

عشق یعنی کمی نور شمع

love is feeling like a couple of kids!

عشق یعنی خود را دو بچه احساس کردن

love is a secret

عشق یعنی یک راز

love is a glow from within

عشق یعنی درخششی از درون

love is a long ,tender letter

عشق یعنی نامه ای طولانی و لطیف

love is impulsive

عشق یعنی حرکتی خودجوش،بی آنکه از پیش فکرش را کرده باشی

love is some one you can't wait to see

عشق یعنی کسی که برای دیدنش بی صبری می کنی

love is something that takes you by suprise

عشق یعنی چیزی که تو را شگفت زده میکند

love is counting the hours till you see her

عشق یعنی ساعت شماری برای دیدن او

love is a bouquet without a note

عشق یعنی دسته گلی از طرف یک ناشناس

love is something that suddenly hits you

عشق یعنی چیزی که ناگهان تو را تکان می دهد

love is a nice kind of ache

عشق یعنی دردی شیرین

love is electrifying

عشق یعنی برق گرفتگی

love is making every day worth living

عشق یعنی هر روز را شایسته ی زیستن کردن

love is when you get carried away

عشق یعنی وقتی کسی تو را بغل می کند

love is when your heart skips a beat

عشق یعنی وقتی قلبت یک ضربه از زدن باز ماند

love is when one kiss is never enough

عشق یعنی وقتی که یک بوسه کافی نباشد

love is filing every day on your calendar

عشق یعنی هر روز را در تقویمت علامت زدن

love is a little bit of fantasy

عشق یعنی کمی رویا

love is making an effort to smarten up

عشق یعنی سعی در آراستگی

love is when you can't think of anyone else

عشق یعنی وقتی نمی توانی به کس دیگری فکر کنی

love is being oblivious to the outside world

عشق یعنی بی توجه بودن به دنیای پیرامون

love is a bottle of champagne when it's not a celebration

عشق یعنی جشن گرفتن بدون هیچ مناسبتی

love is when a glance is all that's needed

عشق یعنی وقتی که گوشه چشمی کافی باشد

love is the catch of a lifetime

عشق یعنی صید یک عمر

love is admiring the view

عشق یعنی لذت بردن از مناظر

love is falling for each other

عشق یعنی سقوط برای یکدیگر

love is forgetting time when you're together

عشق یعنی فراموش کردن زمان وقتی که با هم هستیم

love is a card for that special day

عشق یعنی کارتی برای روزی خاص

love is just a valentine away

عشق یعنی یک کارت والنتاین از دور

+ نوشته شده در  شنبه 10 تیر1385ساعت 23  توسط مریم  | 

 

Top Java Script in
کدهای جاوا اسکریپت

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

JavaScript Codes