تبليغاتX
بارون - با تو بودن
ساحل چشمانم از دوریت بارانیست!
آغوشش آرامبخش مانند صدای رودخانه است

پس آرام در درون دستان نیرومندش پنهان شدم

خود را در میان دستانش پیدا کردم

چه لحظه ی شیرینی بود...لحظه ی با او بودن!

و چه قدر شیرین تر بود در آغوش او بودن

ای کاش می توانستم ساعت ها در آغوشش بمانم

اشک گونه هایم را نمناک کرده بود

و مانند کودکی به سینه های تنومندش تکیه کرده بودم

باران اشک رنگ چشمانم را تار کرده بود

به درستی چشمان معصوم او را نمی دیدم

آری زیبا بود لحظه ی در آغوش کشیدنش

لحظه ای که در درون دستانش احساس آرامش کردم

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 14  توسط مریم  | 

 

Top Java Script in
کدهای جاوا اسکریپت

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

JavaScript Codes